وطن‌خوانی 2

ز پوچِ جهان هیچ اگر دوست دارم

تو را ای کهن بوم و بَر دوست دارم

 

تو را ای کهن پیر جاوید برنا

تو را دوست دارم، اگر دوست دارم

 

تو را ای گرانمایه، دیرینه ایران

تو را ای گرامی‌گهر دوست دارم

 

تو را ای کهن زادبوم بزرگان

بزرگ‌آفرین نامور دوست دارم

 

کویرت چو دریا و کوهت چو جنگل

همه بوم و بَر، خشک و تَر دوست دارم

 

شهیدان جانباز و فرزانه‌ات را

که بودند فخر بشر دوست دارم

 

هم افکار پرشورشان را که اعصار

از آن گشته زیر و زبر دوست دارم

 

من آن جاودان‌یاد مردان که بودند

به هر قرن چندین نفر دوست دارم

 

خوشا رشت و گرگان و مازندرانت

که‌شان همچو بحر خزر دوست دارم

 

خوشا حوزۀ شُرب کارون و اهواز

که شیرین‌ترش از شکر دوست دارم

 

فری آذرآبادگانِ بزرگت

من آن پیشگامِ خطر دوست دارم

 

صفاهانِ نصف جهان تو را من

فزون‌تر ز نصفِ دگر دوست دارم

 

خوشا خطۀ نُخبه‌زای خراسان

ز جان و دل آن پهنه‌ور دوست دارم

 

زهی شهر شیرازِ جنّت‌طرازت

من آن مهد ذوق و هنر دوست دارم

 

بَر و بومِ کُرد و بلوچ تو را چون

درخت نجابت‌ثمر دوست دارم

 

خوشا طرفِ کرمان و مرز جنوبت

که‌شان خشک و تَر، بحر و بَر دوست دارم

 

دگر باره بَرشو به اوج معانی

که‌ت این تازه رنگ و صوَر دوست دارم

 

نه شرقی، نه غربی، نه تازی‌شدن را

برای تو، ای بوم و بَر دوست دارم

 

جهان تا جهان است، پیروز باشی

برومند و بیدار و بهروز باشی