ديدار با دکتر وضاح خنفر

آنچه می‌خوانيد بخشی از کتاب «نخستين بهار؛ خوانش راهبردی سياسیِ سيرۀ نبوی» نوشتۀ وَضّاح خنفر است. ديدار با اين چهرۀ آشنای جهان رسانه، فرصتی بود برای گفت‌وگو دربارۀ محتوای کتاب، استقبال از ترجمۀ فارسی آن، و همچنين ترجمه‌هايش به زبان‌های ديگر. دکتر خنفر در اين ملاقات نشان داد که با مسائل ايران آشنا است و اخبار وقايع کشور ما را دنبال می‌کند. او از کتاب‌هايی نام می‌برَد که به‌تازگی دربارۀ تاريخ معاصر ايران خوانده و از من نام کتاب‌هايی را به زبان عربی و انگليسی می‌خواهد تا با فضای جامعۀ کنونی ايران آشنا شود. او در حال طراحی پروژه‌ای مطالعاتی دربارۀ مفهوم «امت» است و پيدا است که همۀ ذهن و ضمير خود را درگير آن کرده و همواره به آن می‌انديشد.

به مناسبت سالگرد رحلت پيامبر گرامی اسلام(ص) اين قسمت از کتاب «الربيع الاول» وی را ملاحظه کنيد.

«ارزيابی دقيق موازنۀ قدرت و چگونگی مواجهه با آن، برجسته‌ترين عامل در کنشگری سياسی و استراتژيک پيامبر است؛ زيرا آن حضرت در برنامۀ خود، رفتارهای انفعالی و روش‌های مبتنی بر هواپرستی و آرزوپروری را در پيش نگرفته، بلکه در ارزيابی اوضاع واقع‌نگر، و در طراحی برنامه‌ها عملگرا بوده و به همۀ مسائل واقع‌بينانه می‌نگريسته و به آنها راه می‌يافته است.

با هيچ دشمنی، در زمان اوج قدرتش روبه‌رو نمی‌شد، بلکه نخست آن را به فرسايش می‌کشاند و سرگرم می‌کرد، و همين که کفّۀ قدرت به مصلحت مسلمانان سنگين می‌شد، از فرصت بهره می‌بُرد. بنابراين، هر گامی که در زمينه‌های نظامی يا سياسی برداشته، به مقدار لازم  متناسب با معيارها و وقت‌شناسیِ دقيق بوده است. او در چهار جبهۀ ساحل، صحرا، شمال و مکه چنان فوق‌العاده عمل کرده که با اقداماتش دشمن را به غافلگيری و اتخاذ موضعی واکنشی انداخته است....

پيامبر خوانش دقيقی از معادلات جهانی و منطقه‌ای داشت، و از همين رو، تا زمانی که موازنۀ قوای بين‌المللی به هم نخورده و هر دو ابرقدرت اصلی ضعيف نشده بودند، در مرزهای شام نجنگيد، و تا زمانی که چتر قيموميت ايران از روی عمان و بحرين و يمن برداشته نشده بود، با حکمرانان آن مناطق نامه‌نگاری نکرد».

چندی پيش در گفت‌وگويی با ايبنا ،خبرگزاری کتاب ايران دربارۀ ويژگی‌های اين کتاب به چند نکته اشاره کردم. آن را در لينک زير بخوانيد:

www.ibna.ir/x6xHL