ترفند اتابک برای نجات تابلوهای يک نقاش

شادروان اسماعیل جلایر هنرمند بزرگ و نگاره‌گر چيره‌کار که در زمان ناصرالدين شاه می‌زيسته از نقاشان عالیقدر بوده که فن سياه‌قلم و نقطه‌گذاری را بعد از ميرزا بابای نقاش‌باشی به ذروۀ اعلی رسانيده بود... نقطه‌پردازی مرحوم جلاير از حيث ريز و نامرئی بودن، انسان را دچار بهت می‌کند «من چيز دگر گويم و او چيز دگر هست». در نقش‌های او ظاهراً نقطه‌ای به نظر نمی‌رسد ولی همين که ذره‌بين روی آنها می‌گردد نقطه‌ها خود را نشان می‌دهند و بيننده را بی‌گمان می‌سازند که اين نگاره‌گر چيره‌دست کارهای خود را با چشم مسلح انجام داده...

دريغا اين هنرمند بر اثر وسواسی که داشته و در هر نوع هنرنمايی حد کمال آن را جستجو کرده، نمی‌توانسته به کارهای خود صحه بگذارد و از اين رو، کمتر نقش و مجلسی را از او تمام‌شده محسوب می‌دارند؛ زيرا استاد عادتش بر این بود که نزديک به انجام کار، به گمان آن که کارش خالی از عيب نيست وسوسه‌ای در درونش به وجود می‌آمد و از اين روی کاری را که پايان يافته و يا در شرف پايان يافتن بود، در روشنايی مدنظر قرار می‌داد و بدان خيره می‌شد و پس از مدت‌ها تفکر و مشاهده، ناگهان قطعه‌ای را که ساعت‌ها روی آن کار کرده بود، برمی‌داشت و پاره می‌کرد و دور می‌انداخت...

روزی جريان وسواس استاد به گوش مرحوم ميرزا علی‌اصغر اتابک می‌رسد. وی استاد را دعوت می‌کند و می‌گويد:

شنيده‌ام با داشتن يک چنين استعداد خداداده و يک چنين هنر نبوغ‌آميز وضع زندگی مناسبی نداری، فراغتی عايد خيال تو نيست؛ و از اين روی، برای تمام کردن کاری که به دست می‌گيری دل نمی‌بندی. بهتر است بيايی مدتی مهمان من باشی و در پارک من بمانی تا بتوانی با فراغت خيال و آسايش حال، به کارهای هنری خود ادامه دهی.

استاد دستور اتابک را پذيرا می‌گردد و به پارک می‌آيد. مرحوم اتابک نيز دو نفر از نوکرهای خود را مأمور خدمت او می‌کند و ضمناً محرمانه به آنها می‌سپارد که مراقب کار او باشند و هر وقت ديدند که هنرمند کاری را تمام کرده و يا نزديک به اتمام کردن است، آنی از او غفلت نورزند و در لحظه‌ای که ديدند او نقشی را جلو روشنايی گرفته و در مقابل آن جلو و عقب می‌رود و در حال خيره شدن است، فوراً کار را از جلويش بردارند و ديگر پس ندهند.

بدين وسيله موفق می‌شوند که تعداد کمی از کارهای او را از خطر نابودی نجات بدهند.

تصاوير و عکس‌های قديم، نصرت الله فتحی، راهنمای کتاب، سال پانزدهم، ص 653، پاييز 1351