چون عدۀ لغات تازه در هر ماه زياد بود، مردم وقت و نيروی جذب آنها را نداشتند و آنها را در غير مورد به کار میبردند؛
مثلاً کلمۀ «جنبش» که در علم فيزيک به جای کلمۀ «حرکت» اخذ شده بود، خبرنگاران جرايد هر جا قبلاً کلمۀ «حرکت» را استعمال میکردند به جای آن کلمۀ «جنبش» را قرار دادند و نوشتند مثلاً که: «فرماندار کردستان به سوی مرکز جنبش کَرد»!
يا کلمۀ «اندام» که در علوم طبيعی به جای کلمۀ «عضو» اختيار شده بود، در ادارات دولتی و روزنامهها همهجا کلمۀ «عضو» را مبدّل به «اندام» میکردند و مثلاً مینوشتند: «فلانی اندام کميسيون برنامه شد»!
يا کلمۀ «ارزيابی» که در اصطلاح بانکی به جای «تقويم» گرفته شده بود، در مکاتبات اداری و مطابع، آن را به جای «سالنما» و «گاهنامه» به کار میبردند!
يا کلمۀ «بازنشسته» که در خدمت اداری به جای «متقاعد» اخذ کرده بودند، در مراسلات رسمی به جای «قانعشده» (در اثر استدلال و احتجاج) استعمال میکردند.
ادارات دولتی و جرايد در اين قسمت به حدی افراط و ايجاد اختلال کردند که من پس از تأسيس ادارۀ کل انتشارات ناگزير شدم مقالات و جزوهای برای راهنمايی دبيران و منشيان وزارتخانهها و نويسندگان روزنامهها تهيه و طبع کنم و اين کار را با کمک رشيد ياسمی انجام و رسالهای تحت عنوان «آرايش و پيرايش زبان» در دیماه 1319 انتشار دادم. رسالۀ مذکور به حدی مفرّح بود و مطبوع افتاد که ظرف چند روز نسخ آن ناياب شد.

